حضانت طفل (نگاهداری و تربیت فرزندان توسط پدر و مادر) هم حق و هم تکلیف ابوین است. بر همین اساس قانونگذار دو وجه متمایز برای حضانت پیش بینی نموده است؛ و آن را هم حق و هم تکلیف ابوین قرار داده است و آنها بر اساس یک الزام قانونی موظف به انجام تکالیف مربوط به حضانت هستند. بنابراین زوجین مکلفند در طول زندگی مشترک با حمایت مادی و معنوی از فرزندان خود، شرایط مناسبی برای رشد و پرورش آنها ایجاد کنند.
دلایل سلب حضانت فرزند
برای اعمال مقررات حضانت، قانونگذار بیشتر مصلحت و نیاز طفل را ملاک تشخیص قرار داده و از همین روی در سال های اول تولد، حضانت و نگهداری از طفل را حق و تکلیف مادر (تا 7 سالگی) و پس از آن حق و تکلیف پدر دانسته است. در هر حال اگر یکی از والدین مدعی باشد که دیگری صلاحیت و شایستگی حضانت را ندارد می تواند از دادگاه سلب یا لغو حضانت را تقاضا نماید.
هیچ یک از والدین حق ندارند در مدتی که حضانت فرزند به عهده اوست، از نگهداری وی امتناع کند.
هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا ترتیب اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند, اتخاذ کند.
موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است :
اعتیاد زیان آور به الکل, مواد مخدر و قمار.
اشتهار به فساد اخلاق و فحشا
ابتلا به بیماریهای روانی با تشخیص پزشکی قانونی.
سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشا, تکدی گری و قاچاق.
تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.
اگر مادر درمدتی که حضانت طفل به او است مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند حق حضانت با پدر خواهد بود
آیا میتوان از حق حضانت فرزند صرف نظر کرد؟
با توجه به اینکه حضانت، هم حق است و هم تکلیف؛ جنبهی حق آن، قابل اسقاط است اما جنبهی تکلیفش خیر. به بیان دیگر، جایی که پدر یا مادر به دلیل رعایت مصلحت کودک، موظف به نگهداری از او میشوند، هیچ قراردادی نمیتواند آنها را معاف از نگهداری کند.
بنابراین اگر پدری که حق حضانت را از خود سلب کرده، ثابت کند که نگهداری طفل توسط مادر به صلاح کودک نیست (از طریق موارد سلب حضانت) میتواند مجددا سرپرستی او را برعهده بگیرد.